غزل پری دریایی
یکشنبه 1393/04/15 ساعت 10:18
گروه تئاتر آینه اثر جدید خود را با نام «غزل پری دریایی» به نویسندگی و کارگردانی علیرضا داوری آغاز نمود.

نمایشنامه این اثر برگرفته از آداب و سنن هرمزگان و بر پایه ی اسطوره ی دریایی زنانه ی «ملمداس» می باشد.

لیست عوامل اجرای و بازیگران، به زودی ....

نوشته شده توسط naji | موضوع: اخبار داخلي گروه | لینک ثابت |
اندر احوالات اوضاع تئاتر هرمزگان
دوشنبه 1392/12/12 ساعت 12:14

عجب بلبشویی شده ها. هر کی سرجای خودش نباشه همین میشه دیگه. دوره و زمونه ی بدیه. هنرمندا دارن سیاست مدار میشن، سیست مدارا هم ادای هنرمندان رو در میارن. نتیجه اینکه یه عده نخبه جمع میشن پیش رئیس جمهور با یه نامه بلند بالا درخواست ابقاء مدیر کل ارشاد رو دارن، یه عده دیگه پا میشن می رن پیش وزیر ارشاد رئیس جمهور اینام با یه نامه بلند بالا دستور ابطال حکم مدیرکل رو می خوان. یه عده این در و اون در می زنن دنبال نماینده ان تو ادارات برا خودشون، یه عده نماینده می شن، یه عده هم زیرآب نماینده هاشونو می زنن. یه عده می خوان رئیس انجمن نمایش رو عوض کنن، یه عده می خوان رئیس انجمن نمایش بشن. یه عده بی سر و صدا دارن کار خودشونو می کنن و اجرا عموم می رن، یه عده ناراحتن که اینا چرا اینهمه اجرا می رن، یه عده دانشکده تئاتر دارن، یه عده دوست ندارن تئاتری ها دانشکده داشته باشن. هر کی برا خودش یه باندی شده، هر کی هم می خواد سر باند رقیبشو زیر آب کنه. خلاصه معرکه ای شده که بیا و ببین. اما جماعت تنها چیزی که ما نیاز داریم یه ذره انسجامه. هر چند که اعتماد سوء تفاهمیه بین دو ابله اما بد نیست تو این موقعیت یه کم ابلهانه دچار سوء تفاهم بشیم. بهتر از اونه که تو بلبشوی آنارشیسم فکری تیشه به ریشه همدیگه بزنیم. تئاتر رو آدماش می سازن. هنر تئاتر ارتباط مستقیم با مخاطبش داره و جز با صداقت نمیشه ساختش. ماها با این وضعیت چی رو میخایم بسازیم؟ اول بیایم بین خودمون به یه تفاهم نسبی برسیم بعد به فکر تغییرات کلان مدیریتی باشیم. اگه تئاتر هنر جمعیه به منافع جمع فکر کنیم. جمع شیم دور هم به دور از نخوت و خودخواهی یه خاکی به سر بخت سیاه تئاترمون بریزیم. حالا یه وقتی یه رئیس جمهوری اومده خوب یا بد سیاستش اینه که نمی خواد زیاد تغییرات کلان مدیریتی ایجاد کنه، بیاین ببینیم جا پیدا کردن گزینه برا مدیر کل و رئیس انجمن و مسئول بوفه و نگهبان دم در فرهنگسرا و نمی دونم چه و چه ... به نفع این باند و اون گروه و اون یکی حزب چه پیشنهادات سازنده ای برا بهبود این وضعیت دارم. ما چه طرح و برنامه یقدرتمندی ارائه دادیم غیر نک و ناله که انجام نشده یا انجام ندادن. چه راهکاری داریم که این وضعیتو می تونه بهبود ببخشه؟... اصلا داریم یا مثه همین عشق مُدا فقط به دنبال تغییریم... بیاین یه کم به خودمون بیایم...

یه عده زیر بارونن / گل علف بار ازنن / یه عده گرم خو خوش / ...

نوشته شده توسط naji | موضوع: | لینک ثابت |
از یرمای با تشت خالی محمودزاده تا خانواده لورنزوی جمشیدی
دوشنبه 1392/12/12 ساعت 11:41

اتفاق اول: فرصتی پیش آمده است، تا مخاطبین تئاتر استان هرمزگان از دو زاویه متمایز به تماشای اثر «یرما» نوشته «فدریکو گارسیا لورکا» شاعر و نمایشنامه نویس اسپانیایی بنشینند.

اجرای اول متعلق است به «یرما با تشت خالی» مهران محمودزاده از گروه تئاتر تیگار رودان که در تالار حافظ ، بخش بین الملل سی و دومین جشنواره تئاتر فجر اجرا شد. و دومی اجرای عموم نمایش «خانواده لورنزو» در پلاتو آفتاب به دراماتورژی «مجید سرنی زاده» و کارگردانی «مجید جمشیدی» از گروه تئاتر حرکت و کارگاه بندرعباس است.

اگر بپذیریم که تئاتر برای مردم است و مردم مهمترین عامل توسعه تئاتر این استان هستند با اجرای عموم «یرما با تشت خالی» روی دیگر این اتفاق تکمیل می گردد و مخاطب می تواند از دو زاویه دید و با توجه به نوع سلیقه اش، شیوه ی اجرایی مورد پسندش را به تماشا بنشیند.

نگاه گروه تئاتر تیگار ، نمایش بدون کلام و تعبیر خودشان فیزیکال با تلفیقی از خرده نمایش های آیینی و فولکلور هرمزگان است.  گروه تئاتر حرکت و کارگاه با وجود دراماتورژی نگاهی وفادارانه به متن داشته و قصه مطابق با رویدادها و سیر اتفاقات نمایشنامه اصلی پیش می روند.

اتفاق دوم: «یرما» اثر لورکا، نمایشنامه‌ای در سه پرده که در سال ۱۹۳۴ نوشته شده‌است و در قالب یک شعر تراژیک بیان می شود. داستان زنی بی فرزند است که در حاشیه یکی از شهرهای اسپانیا زندگی می‌کند. انگیزه و آرزو ی مادر شدن تمام ذهنش را گرفته و در نهایت انتظار داشتن فرزند باعث می‌شود که دست به کاری فاجعه آمیز ‌بزند. داستان «یرما» به ظاهر داستان سترون بودن یک زن عقیم است، در حقیقت بیانگر اندوه لورکا برای اسپانیای عقیم است. امسال از سه گروه شاخص تئاتر استان شاهد انتخاب نمایشنامه هایی با موضوع تلاش شخصیت های اصلی عقیم نمایش، برای سترون شدن بود. این انتخاب ها با توجه به اینکه هنرمندان چشم بیدار یک جامعه اند، بی ارتباط با شرایط فعلی استان هرمزگان نمی تواند باشد. تلاش بسیار زیاد مردم بومی این منطقه برای رسیدن به گوشه ای از منابع سرشار اقتصادی این پایتخت اقتصادی ایران که نتیجه اش چیزی جز پایان اندوهناک عقیم ماندن از این تلاش نیست. در هر کشوری هنرمندانش زودتر از خطر آگاه می شوند و این شاید زنگ خطری باشد که اهالی فرهنگ و هنر این استان به صدا در آورده اند.

رویداد اول:  بدفهمی اجرای مدرن

نمايش‌هايی که در این چند سال اخير  در استان روي صحنه رفته اند با دو عيب اساسي روبه‌رو بوده اند. برخي به كلي متن كلامي و نوشتاري را ناديده گرفته و با تاكيد بر «اجرا»ي صرف مي‌كوشند سلفي باشند براي ادعاي قرن بيستمي حذف متن نوشتاري و كلامي از عرصه تئاتر. اين نمايش‌ها تنها نظريه كنش فيزيكي را مدنظر قرار داده‌اند. گروه ديگري نيز هستند كه تنها به كلام انديشيده و هرگونه كنش فيزيكي را حذف مي‌كنند كه آنگاه با متن‌هايي خواندني روبه‌رو هستيم كه پيش‌روي مخاطب قرار می گیرد.  ما هنوز که هنوز است پدیده های اجرای دنیا را در جامعه خود نمی شناسیم، به تمایز بین پرفورمنس، بیومکانیک، اجرای مدرن و اجرای تجربی آگاه نیستیم. هر کسی، می تواند هر اجرایی را تحت عنوان پرفورمنس یا مدرن ارائه کند، هر کسی هم می تواند آن را رد کند. هیچ مولفه یا مشخصه ای وجود ندارد که بگوئیم مولفه های مشخص این است و این باید مورد مطالعه قرار بگیرد. تئاتر غربي قرن بيستمي كه پيشنهاد حذف متن نوشتاري را مي‌دهد، سال‌ها رمزگان‌هاي تصويري را در برقراري ارتباط با مخاطب خود نهادينه كرده و مي‌داند كه براي اجراي يك اثر صرفا متكي بر فيزيك بايد از نشانه‌هايي استفاده كند كه براي تماشاگر كد شود. در غير اين‌صورت چرخه ارتباط با گسست روبه‌رو شده و پارازيت ايجاد مي‌شود. همانند اتفاقي كه در تئاتر ما در حال رخ دادن است. چیزی که در تئاتر ما کمبودش احساس می شود تکنیک نیست، نیاندیشیدن است. فقر تئاتر امروز ما بن مایه های فکری و اندیشه است. هر اندازه كارگردان بتواند از رمزگان‌هاي بيشتري براي انتقال اطلاعات در صحنه سود جويد بازي ارتباط با مخاطب را به نفع خود برده است.

«لوركا» محيط روستايي را به اين خاطر انتخاب مي‌كند كه محيط محدودتري است و بيشتر زير ذره‌بين مي‌رود. نه اينكه اتفاقي كه مي‌افتد الزاما خاص روستا باشد. به اين خاطر كه سيطره خرافات تا مغز استخوان، روستايي نشين اسپانيايي را تسخير كرده است. کارگردان یرما با تشت خالی عقیده دارد که: « نمایشنامه "یرما" اثر لورکا، قابلیت اقتباس در مراسم آئینی خطه های دیگر را دارد.»  در این تجربه سعی شده  نشان داده شود که بین آیین های استان هرمزگان  با تئاتر فیزیکال رابطه ساختاری و معنایی بر اساس اشاره ها، نه کلمه ها وجود دارد. «یرما» قابله ای است نازا در جنوب کشور ایران، استان هرمزگان در حصر خوان و خواهرانش. «یرما» روزها بچه می دزدد یا زن های باردار را فارغ می کند و شب ها به چشمه می رود تا دردش را با آب تسکین دهد. این وضعیت ناراحتی اهالی را به دنبال دارد و موجب می شود خوان توسط خواهرانش یرما را در خانه حبس کند. یرما به هر عمل یا آیینی که به باردار شدن ارتباط  دارد، چنگ می زند و تا جایی پیش می رود که موجبات نابودی خوان را رقم می زند. این خوانش محمودزاده از یرما یک وجه سیاه و سفید به شخصیت ها به خصوص خوان بخشیده است که در همان ابتدا مفاهیم بنیادی اثر اصلی را زیر سوال می برد.

در تئاتر فیزیکال تمام احساسات و روابط درون اثر باید توسط فیزیک بدنی بازیگر به معرض تماشا گذاشته شود، این نوع آثار نیاز به بازیگرانی تعلیم یافته و توانا در حوزه بدن دارد که به خوبی بتوانند از پس بیان موضوع بر بیایند، در حالی که در این اجرا ما شاهدیم که بازیگران حتی در حفظ تعادل ایست های صحنه ای دچار ضعف و کاستی اند.

خرده‌نمایش‌های جنوب کشور از قبیل آئین بارداری در قشم (درگور کردن زن نازا) ، آئین بارداری در درتوجان (از روی گور پریدن زن نازا) خرده نمایش اوپینا (خاله رورو) آئین نان پوش، آئین زار، مراسم کمرگیری سینه زنی (بازی محلی رماضا)  فرض می گیریم همگی استفاده شان برای القای فضا نمایش بوده اند، جذاب اند، تصویری اند، بکراند، اما کجای درام یرما قرار دارند!؟ چقدر همسو با کنش های درام پیش رفته اند!؟ چگونه برای مخاطب رمزگذاری گشته و طبق تعریف چه نمادهایی مخاطب با آنها همذات پنداری کند؟... در نهایت اینکه چه تاثیری در پیشبرد درام داشته اند، اینان و امثالهم سوالاتی است که برای مخاطب بی جواب می ماند.

طراحی لباس این اثر به همراه موسیقی، ناهمگون و همچون لحافی چهل تکه در هر گوشه از نمایش ساز خود را می زنند. یکی از نقاط قوت کار تلاش یکدست ، مثال زدنی و ستودنی تیم بازیگری است که سعی شان برای یک اجرای بی نقص از آنچه که کارگردان می خواهد مشهود است. اما این تلاش با توجه به عدم طراحی یکدست از جانب کارگردان و تیم طراحی از لباس و موسیقی گرفته تا نور و صحنه به بار ننشسته است.

رویداد دوم: انسداد مجرای ارتباطی اجرای کلامی

كلام گرايي اثر نمایشی را از حوزه تقليد به حوزه صرف داستان‌گويي كلامي يا خودگويي سوق مي‌دهد كه جز مواردي خاص در تئاتر پذيرفته شده نيست. یک متن را یک کارگردان با چه رویکردی دست می گیرد؟ طراح صحنه با چه رویکردی؟ دراماتورژ با چه رویکردی؟... الان زمانی نیست که شما فقط قصه بخوانید، اصلاً قصه در این موقعیت اهمیت ندارد، قصه ها همه تکراری اند. چگونگی بیان، شیوه اجرایی، رویکرد گروه اجرایی به متن است که دارای اهمیت است. با توجه به اینکه امروز نظریه دریافت برای مخاطب تغییر کرده است، یعنی نظریه دریافت و واکنش مخاطب به هندسه اجرایی کارگردان بستگی دارد. اینکه یک کارگردان چگونه از یک بن مایه فکری، از یک ایده، یک طرح، بتواند به یک فرم برسد که این فرم قابلیت اجرا را داشته باشد. جامعه امروز فرم های مورد نظر خود را می خواهد. رسیدن به این فرم هاست که دارای اهمیت است.  این نیست که ما یک نمایشنامه را صرفاً خلاصه بکنیم، رویکرد کارگردانی یعنی درک هندسه اجرا. گمان می رود گروه حرکت و کارگاه در برخورد با واژه دراماتورژی دچار یک بد فهمی شده اند. زیرا با تغیر شروع نمایش به یک مجلس رقص و تنظیم چند قاب در دل اجرا و یک مونولگ پایان نمایش از زبان خوان که شالوده ی دراماتیک متن را به هم می ریزد- که نمی شود اسم برخورد با اثر را دراماتورژی گذاشت. «محمودزاده» در این مقوله بسیار موفق و تاثیرگذار عمل کرده است و رنگ و بوی پژوهش و دراماتورژی را می توان در لایه لایه های نمایش یرما با تشت خالی دید.

طراح لباس هر دو اثر یکی است. هر اندازه در اجرای یرما با تشت خالی بغیر از لباس یرما و خوان سهل انگارانه عمل کرده است، در اجرای خانواده لورنزو به طراحی یکدست رسیده است که علاوه بر نمایان ساختن وجه تاریخی منطقی ای اثر، رنگها دارای هارمونی اند. که این هارمونی تا حدودی به چشم نوازی اجرا کمک کرده است.

دو اتفاق خوب اجرای دو اثر بازی بازیگران زن آنها در نقش یرما است. یکی با تکیه بر فیزیک بدنی و دیگری با قدرت دیالوگ گویی و حفظ ریتم تا حدود زیادی به یکدست بودن اجراها کمک کرده اند و از نقاط قوت اجراها محسوب می شوند. اما به لحاظ قدرت بازیگر در ارتباط با تماشاگر بازی «فریبا امیری» به نقش «پیرزن» در خانواده لورنزو مثال زدنی است. حضورش برای مخاطب یک شعف درونی را به ارمغان دارد که به هنگام تماشا مخاطب را به وجد می آورد. جای همچین لحظاتی متاسفانه در طول اجرای دو اثر خالیست.

در یک جمع بندی نهایی چند سالی است که بازیگران در عرصه تئاتر هرمزگان از کارگردانان جلوتر به پیش می تازند. و متاسفانه سال به سال خلاء هدایت صحیح کارگردانان بیشتر به چشم می خورد. اگر رویه به همین منوال پیش برود آینده پر مخاطره ای پیش روی جامعه بازیگری استان خواهد بود.

کلام آخر اینکه چگونه می توان با شناخت مخاطب در شرایط امروزی، در این نظام جهانی پر از عصبیت و شتابزدگی یک فرم را دگرگون کرد و تماشاگر را به چالش کشید. تماشاگر امروزی برای لذت از تماشای «یرما» و «خوان» نمی آید. امروزه خودش «یرما» و «خوان» است. تماشاگر می خواهد که در یک چالش متفاوت در یک تعامل پیگیر بتواند به نتیجه برسد. شاید راهنما بودن وظیفه یک هنرمند نباشد اما اندیشه و وادار به اندیشیدن  وظیفه هنرمند و ذات یک اثر هنری است.

علیرضا داوری

کارشناس هنرهای نمایشی

نوشته شده توسط naji | موضوع: | لینک ثابت |
افتخارات بی بری در سی و دومین جشنواره بین المللی تئاتر فجر
یکشنبه 1392/12/04 ساعت 12:52
حضور بی بری در سی و دومین جشنواره تئاتر بین المللی فجر، در بخش مسابقه مرور تئاتر ایران موفق به کسب رتبه های ذیل شد:

1.تندیس برگزیده موسیقی-حامد علیزاده

2.تندیس برگزیده طراحی صحنه-علیرضا داوری

3-تقدیر بازیگری زن-مریم سالاری نسب

4-تقدیر بازیگری نوجوان-ساجده حاجی زاده

5-کاندید کارگردانی-علیرضا داوری

نوشته شده توسط naji | موضوع: | لینک ثابت |
اجرای نمایش بی بری
شنبه 1392/10/28 ساعت 14:24

اجرای بی بری در سی و دومین جشنواره بین المللی تئاتر فجر

دوشنبه 7 بهمن ماه 1392
ساعت 16:30 و 18:30

مکان: تئاتر شهر - کارگاه نمایش


نویسنده و کارگردان: علیرضا داوری

بازیگران:

کورش سلمانی-مریم سالاری نسب-ساجده حاجی زاده-محمد حمزوی

نوشته شده توسط naji | موضوع: | لینک ثابت |
حضور گروه تئاتر آینه در 32مین جشنواره تئاتر بین المللی فجر
یکشنبه 1392/10/15 ساعت 18:11

تصاویری از اجرای نمایش

اخبار بی بری در سایت ایران تئاتر




نوشته شده توسط naji | موضوع: | لینک ثابت |
نمایش بی بری مهمان 32مین جشنواره تئاتر بین المللی فجر
یکشنبه 1392/10/15 ساعت 17:57

نوشته شده توسط naji | موضوع: | لینک ثابت |
بی بری در راه فجر
چهارشنبه 1392/08/15 ساعت 14:0
نمایش بی بری به نویسندگی  و کارگردانی علیرضا داوری بعنوان نماینده استان هرمزگان به جشنواره فجر راه یافت.
عناوین کسب شده در بیست و پنجمین جشنواره منطقه 3 کشور - زاهدان:
تقدیر طراحی صحنه : علیرضا داوری
تقدیر بازیگری زن : مریم سالاری نسب
تقدیر بازیگری مرد : کورش سلمانی
تقدیر کارگردانی : علیرضا داوری
تقدیر نویسندگی : علیرضا داوری
جزء 5 اثر برگزیده انتخابی به جشنواره فجر
بی بری بعنوان نماینده شهرستان رودان از استان هرمزگان در 33 مین جشنواره فجر حضور خواهد داشت.
 آراء هیئت داوران را از اینجا بخوانید...

نوشته شده توسط naji | موضوع: تئاتر ايران | لینک ثابت |
اجرای عموم نمایش بی بری
چهارشنبه 1392/07/17 ساعت 13:44
نمایش بی بری برگزیده بیست و پنجمین جشنواره تئاتر استانی به نویسندگی و کارگردانی علیرضا داوری

و بازی کورش سلمانی-مریم سالاری نسب-ابوذر احمدی-ساجده حاجی زاده

از تاریخ : پنجشنبه 18مهرماه 92 الی 23 مهرماه ساعت 19

درمکان: بندرعباس-میدان صادقیه-کتابخانه سید احمد خمینی-پلاتو آفتاب

اجرای عموم خواهد داشت.

اجرای ویژه هنرمندان: جمعه 19 مهرماه 92 ساعت 19 به همراه جلسه نقد و بررسی

حضور شما باعث دلگرمی ماست.

نوشته شده توسط naji | موضوع: | لینک ثابت |
بی بری در راه جشنواره تئاتر منطقه ای
چهارشنبه 1392/07/17 ساعت 13:36
نمایش بی بری با افتخارات ذیل در بیست و پنجمین جشنواره تئاتر استانی راهی بخش منطقه ای شد:

ﺑﺎ ﺗﻘﺪﯾﺮ از: ﺳﺎﺟﺪه ﺣﺎﺟﯽ زاده و کورش سلمانی در بخش بازیگیری

ﺟﺎﯾﺰه دوم ﺑﺎزﯾﮕﺮی زنبه مریم سالاری نسب

ﺟﺎﯾﺰه اول ﻧﻤﺎﯾﺸﻨﺎﻣﻪ ﻧﻮﯾﺴﯽ ﺑﻪ ھﻤﺮاه دﯾﭙﻠﻢ اﻓﺘﺨﺎر به علیرضا داوری

ﺟﺎﯾﺰه دوم ﮐﺎرﮔﺮداﻧﯽ به علیرضا داوری

ھﯿﺄت داوران ﺑﯿﺴﺖ و ﭘﻨﺠﻤﯿﻦ ﺗﺌﺎﺗﺮ اﺳﺘﺎن ھﺮﻣﺰﮔﺎن ﺷﺎﻣﻞ ﮐﺮاﻣﺖ رود ﺳﺎز، ﺣﻤﯿﺪ اﺑﺮاھﯿﻤﯽ و ﻣﺤﺴﻦ ﺳﻠﯿﻤﺎﻧﯽ ﻓﺎرﺳﺎﻧﯽﺑﻮد.



نوشته شده توسط naji | موضوع: | لینک ثابت |